شيخ احمد اهتمام (ملا احمد)
23
حكمت ها و اسرار علمى احكام بهداشتى اسلام (فارسى)
اول : مفهوم شناسى فلسفه احكام الف . فلسفه ، كلمهاى است يونانى مشتق از « فيلاسوف » به معنى دوستدار حكمت است . « 1 » و در عرف اهل دانش و بينش ، فلسفه با حكمت مترادف و به يك معنى استعمال مىشود و فيلسوف يعنى ، حكيم همانطور كه برخى واژه شناسان تصريح دارند به اين كه فلسفه به معنى حكمت است . « 2 » ب . حكمت در نزد فقهاء و اصوليون و عرف ، بر علت اطلاق مىشود نه بر حكم . چون در احاديث اهل بيت عليهم السلام و قرآن مجيد ، براى بعضى از احكام اسلامى علتهايى ذكر شده است آن علتها را تعبير به حكمت و فلسفه مىنمايند . و بين علت و حكمت فرق مىگذارند . علت آن است كه حكم وجوداً و عدماً دائر مدار آن باشد ، و حكمت آن است كه در جعل و تشريع حكم دخالت داشته است ، اما حكم نفياً و اثباتاً با آن ارتباط ندارد . بنابراين مراد از علت ، علت تامه است و مراد از حكمت اعم از ، علت تامه و ناقصه يا مختص به علت ناقصه مىباشد . علت تامه هر شيئى عبارت است از ، جميع امورى كه در وجود شيئ دخالت دارند ، مثل سبب ، شرط ، عدم مانع ، مقدمات ، علت صورى ، علت فاعلى ، علت مادى ، علت غايى و . . . بايد همه تحقق داشته باشند و با نبود هر يك ، علت ناقصه مىباشد و اطلاق فلسفه و حكمت بر علتهاى ناقصه نزد آنها شايع است . و مقصود در اين كتاب از واژه فلسفه ، همين سر و حكمت است . « 3 »
--> ( 1 ) . نك : مجمع البحرين . ( 2 ) . نك : المنجد . ( 3 ) . سوالاتى كه در منطق و فلسفه اولى در مورد شيئ معين مىشود و محتاج پاسخ علمى است ، شش سوال مىباشد كه عبارت است از ماء شارحه ، حقيقيه ، هل بسيط ، هل مركبه ، لم ثبوت ، و لم اثبات . مثلًا مىگوييم : « مازيد » . در قسم اول جواب شيئى يا انسان يا حيوان مىباشد . مانند : ( سعدانه نيت ) و در قسم دوم جواب جميع ذاتيات و مشخصات او است . سوم : سؤال از وجود او است . چهارم : عوارض وجود او . پنجم : علت تامه وجود او . ششم : علت علم به وجود او چنان چه حكيم سبزوارى در منظومه منطق فرموده است : اس المطالب ثلثة علم مطلب ما مطلب هل مطلب لم فما هو الشارح و الحقيقى و ذواشتباك مع هل انيق و هل بسيطاً و مركبا ثبت مطلب اى اين كيف كم متى اليه الت ما فريق اثبتا مطلب اى اين كيف كم متى و فى كثير كان ما هو لم هو كما يكون ما هو هل هو انتبهوا